تبلیغات
جامانده از پدر - دلم برات تنگ شده................


جامانده از پدر

باباجون دلم خیلی واست تنگ شده كاش بودی اگه بدونی چقدربهت احتیاج دارم هیچ كس تودنیانمیتونه جای خالی تورو واسم پركنه رفتنت خیلی زود بود اگه بودی شایدخیلی از اتفاقای بد نمیفتاد ازدست اذیت پسرت خسته شدم ازاینكه هیچ كاری واسه مامان ازدستم برنمیادومیبینم كه حالش روز به روز بدترمیشه  ازاینكه خیلی از دردا بارش فقط رودوش منه وتنهایی بایدتحملشون كنم دیگه حوصله ی درس خوندنم ندارم تمام زحمتایی كه كشیدم داره الكی هدرمیره نمیدونم چیكاركنم خیلی اعصابم  خورده داغونم دیگه ازدلتنگی زیادنمیدونم چیكاركنم؟فكرم كارنمیكنه.كاش هیچ وقت منوتنهانمیذاشتی الان بیشترازهرزمان دیگه ای بهت احتیاج دارم بعضی وقتا احساس میكنم قلبم میخوادازحركت بایسته تحملم تمام شده  دیگه بریدم كشش بیشترازاین ندارم اجازه ندادم كسی بفهمه كه چقدرحالم خرابه اماازبس كه تظاهربه خوبی كردم خسته شدم این دردكلیه امونمو بریده ازكمردردشباخوابم نمیبره گردن وكتفم هم 1مدتیه خیلی دردمیكنه خلاصه اوضاع جسمیم بدجوری بهم ریخته اوضاع روحیم بدترازاون باباجونم خودت واسم دعاكن دخترعزیزدردونت دیگه طاقت این همه دردكشیدن نداره 

نوشته شده در یکشنبه 7 خرداد 1391 ساعت ساعت 11 و 24 دقیقه و 28 ثانیه توسط فاطمه ی بابا نظرات | |


قالب رایگان وبلاگ پیجك دات نت