تبلیغات
جامانده از پدر - ذكر مصیبت


جامانده از پدر

باز شروع كرد امروز ظهرم همین كه پاش رسید به خونه شروع كرد به فحش دادن به من وچرت وپرت گفتن.الانم2باره وقتی مهمونا رفتن شروع كرد دیگه ذله شدم خدایا بكشش ازدستش راحت شم دیگه تاب و توان اذیتاشو ندارم. اصلا دلم نمیخواد خونه باشم.امیدوارم جنازشو ببینم.


نوشته شده در چهارشنبه 11 تیر 1393 ساعت ساعت 19 و 58 دقیقه و 25 ثانیه توسط فاطمه ی بابا هم دردی | |


قالب رایگان وبلاگ پیجك دات نت